تاریخ بروزرسانی: ۱۳۹۶ سه شنبه ۹ خرداد   

مقدمه :

تغيير و تحول در سازمانهاي امروزين به قدري سريع ، چند جانبه ، پيچيده وفراگير است كه سازمانها بدون پيش بيني ، همگامي و تطابق با آن قادر به ادامه حيات نيستند و توسعه و پيشرفت آنها بدون واكنش متناسب و پاسخ آگاهانه به شرايط محيطي متحول و پويا ممكن نخواهدبود.

چه موضوعات يا مسايلي در سازمان بيشتر از همه در معرض تغيير قرارمي گيرند؟ چگونه و به وسيله چه كساني در سازمان بايد تغييرات و تحولات را به وجودآورد؟ چه نيروهايي موجب تغيير مي شوند؟

 بهبود ونوآوري مستمر و فراگير درواقع نوعي كندوكاو منظم براي يافتن شيوه ها و پاسخهاي نو به فشارها و تغيير و تحولات محيطي است ، چرا كه درمحيطهاي پيچيده و متحول امروزي ديگر واكنشهاي تكراري براي رويارويي با اين تغييرات كارآمد نبوده و مرتبا بايددر جستجوي راه هاي جديد براي واكنش در برابر محيط بود. به عبارتي آن دسته از سازمانها و نظامهامي توانند در محيط پيچيده و پويا به بقاي خود ادامه دهند كه به طور مستمر قادر باشند ايده ه و طرحهاي جديدي راكه لازمه مقابله با فشارها و تحولات محيطي است ، ايجاد و منتشر كنند.

امروزه مردم ما نيازمند آموزش خلاقيت هستند كه با خلق افكار نو به سوي يك جامعه سعادتمند قدم بردارند

هيچ كس قادر نيست به ميزان اطلاعات واقعي هر كس كه در گوشه ذهن او نهفته است پي ببرد. اين اطلاعات زماني به حركت در مي‌آيد كه انگيزه‌اي قوي سبب رها شدن آن به بيرون ذهن مي‌شود. در اين مرحله انسان‌ها به سرنوشت يكديگر حساسند و در جهت رشد يكديگر مي‌كوشند و در نهايت سبب مي‌شود جرياني از علم و دانش و تجربيات ميان آنها جاري شود كه همين امر زمينه‌ساز نوآوري و خلاقيت خواهد بود.

يكي از شرايط لازم براي پديدار شدن افكار نو، وجود آرامش براي مغز است. به همين خاطر لازم است انسان‌ها بكوشند در جامعه شرايطي پديد آيد كه در بستر آن مغز بينديشد و تكامل يابد و سبب ساز افكار نو شده و شرايط براي سازندگي در جامعه مهيا شود

همه سازمانها براي بقا نيازمند انديشه هاي نو و نظرات بديع و تازه اند. خلاقيت و نوآوري چنان به هم درآميخته اند كه ارائه تعريف مستقلي از هركدام دشوار است. خلاقيت، پيدايي و توليد يك انديشه و فكر نو است درحالي كه نوآوري عملي ساختن آن انديشه و فكر است.

 براي آنكه ايده جديدي خلق شده و توسعه يابد، بايد نيروهاي پيش برنده بر نيروهاي بازدارنده غلبه كنند و شرايط به گونه اي باشد كه نيروهاي پيش برنده ما را به سوي نظر و شيوه جديد رهنمون گردد:

1- آمادگي (preparation): در اين مرحله ايده به وجود نمي آيد ، ممكن است دانشمندي سال ها روي مسأله اي كار كند ولي منجر به ايده اي نشود؛ تمركز روي يك مسئله

2- نهفتگي، خواب روي مسئله (INCUBTION ): زمان تفكر و واكنش؛ فرد خلاق ممكن است به ماهيگيري برود، چرت بزند يا روزها دنبال ابداع نباشد؛ اين دوره الزاما منجر به خلاقيت نمي شود

3- مرحله اصرار و پافشاري ( PERSISTENCE ) : پشتكار نشان دادن بر روي ايده

4- مرحله بينش و بصيرت ( INSIGHT ): ايده هاي خلاق به طور ناگهاني و غير منتظره ايجاد مي شوند

5- رسيدگي و تحقيق ( VERIFICATION ): تطبيق ايده با روشهاي آزمايشگاهي و كتابخانه اي؛ در اينجا بايد ايده مورد نقد و بررسي قرار گيرد"

امروزه جامعه نيازمند افرادى است كه فكر و خرد را حاكم بر اعمال و افكار خويش قرار مى دهند و مشكلات را به گونه ابتكارى از سر راه خود برمى دارند

خلاقيت ونوآوري ازآن واژه هايي هستند كه بيشتر اوقات با يكديگر اشتباه مي شوند،برخي مي انديشند كه اين دو واژه مترادفند، درحاليكه تفاوت هاي زيادي ميان آنهاست.

خلاقيت به زبان ساده يعني توليد يك انديشه وفكرنووياحتي نگاهي كنجكاوانه به پديده اي قديمي، درحالي كه نوآوري عملي ساختن آن انديشه وفكر است، به عبارت ديگر ،خلاقيت به توانايي ايجاد انديشه ها وايده هاي نو اشاره دارد ولي نوآوري به معناي كاربردي ساختن ، به اجرا گذاشتن ،ياتوليد كالاها ياخدمات جديد است كه هدف ازآن ايجاد فايده و"منفعت" اجتماعي است.به نظر برخي از پژوهشگران فرد خلاق ممكن است نوآور نباشد،يعني مي تواند داراي ايده هاي جديد ونوباشد ولي توانايي توليد، عرضه ويا فروش آنها را نداشته باشد.ولي فرد نوآور غالبا خلاق است به هر حال بايد بخاطر داشت:

در هر سازمان، شركت يا هركسب وكاري كه هستيد حتي اگر يك كارمند معمولي ويا يك فروشنده تازه كار هم به حساب مي آييد، بدانيد كه اگر خلاق تر ونوآورتر باشيد پيروزتريد.اين يك باور جهاني است، پس در جهت آن بكوشيد.

 

 تعريف خلاقيت:

تعاريف مختلفي از خلاقيت ارائه مي‌شوند و از ديدگاه روانشناسي و سازماني مورد بررسي قرار مي گيرند

  تعريف خلاقيت از ديدگاه روانشناسي:

خلاقيت يكي از جنبه‌هاي اصلي تفكر يا انديشيدن است. تفكر عبارت است از فرايند بازآرايي يا تغيير اطلاعات و نمادهاي كسب شده موجود در حافظه درازمدت

خلاقيت عبارت است از فرايند يافتن راه‌هاي جديد براي انجام دادن بهتر كارها؛ خلاقيت يعني توانايي ارائه راه حل جديد براي حل مسائل؛ خلاقيت يعني ارائه فكرها و طرح‌هاي نوين براي توليدات و خدمات جديد و استمرار آن پس از غيبت آن پديده‌ها.

  

بعضي افراد براين باورند كه خلاقيت ذاتي است، برخي ديگر باور دارند كه با آموزش هركس مي‌تواند خلاق شود. در ديدگاه دوم خلاقيت را مي‌توان فرايندي چهار مرحله‌اي ديد مركب از ادراك، پرورش، الهام و نوآوري

خلاقيت نياز به تلاشي نوآور دارد. نوآوري يعني گرفتن آن الهام و تبديل آن به توليدي مفيد- خدمت يا روش انجام چيزي.

 ويژگى هاى افراد خلاق روان شناسان ويژگى هاى افراد خلاق را مورد بررسى و مطالعه قرار داده اند. در پژوهش هايى كه توسط استينر (1965) و بارون (1969) و بارباراكلارك (1979) صورت گرفته، صفت هاى ذيل به عنوان ويژگى هاى افراد خلاق، كه عموماً برخوردار از آن هستند، بيان شده است: ـ داراى گنجايش ذهنى و فكرى زيادى هستند (تيزهوش تر از ديگرانند ) ـ علاقه آن ها به مسائل علمى، هنرى، فرهنگى و اجتماعى بيش تر و دامنه اطلاعات آن ها در اين زمينه وسيع تر است

ـ درباره مسائل انتزاعى، در مقايسه با مسائل عينى و ملموس، بهتر و عميق تر مى انديشند ـ دوست دارند كه در مباحثه عقيده خود را بيان كنند، ولى اصرارى به تحميل عقايد خود ندارند ـ انعطاف پذيرند و بيانشان داراى طنز است ـ علاقه به سؤال و پرسش دارند و بسيار كنجكاوند محافظه كار نيستند و بيش تر ريسك پذيرند ـ علاقه هاى متنوع و فراوانى دارند و داراى فرايندهاى غيرمتعارف فكرى هستند ـ در فكر و عمل از اصالت و نوآورى بيش ترى برخوردارند

ـ داراى زندگى تخيلى بوده و درگيرى بيش ترى با رؤياهاى خيالى دارند ـ استقلال طلب بوده و دوست ندارند كه از راه و روش زندگى ديگران پيروى كنند ـ اعتماد به نفس خوبى دارند و در مقابل ناكامى ها كم تر دلسرد و مأيوس مى شوند ـ از معيارها، رسوم و ارزش هاى اجتماعى، كه به نظرشان قابل قبول نيستند، كم تر پيروى كرده و بيش تر متكى به قضاوت شخصى خود هستند ـ در رابطه با ديگران رُك و صريح و درست كارند

ـ به مسائل فلسفى همچون مذهب، ارزش ها، معنى زندگى و اين قبيل امور توجه مى كنند ـ بر غرايز خود تسلط بيش ترى داشته، شخصيت رشد يافته ترى دارند و كم تر داراى اختلال روحى و روانى مى شوند ـ داراى حافظه اى قوى بوده و به جزئيات مسائل توجه دقيق دارند.

_ توانايى انجام كارهاى پيچيده را نيز دارند

- مشكلات را به عنوان فرصت مي بينند وازلحاظ عاطفي آنها را مي پذيرند، مشكلات را جالب مي دانند ودرباره پيش فرضها مبارزه طلبي مي كنند

- به سادگي تسليم نمي شوند، پشتكار دارند وسخت كار مي كنند

به طور كلي يك انسان خلاق داراي 6 خصوصيت زير مي باشد:

- سلامت فكروروان: افراد خلاق افرادي هستند كه از سلامت رواني برخوردارند.اين افراد قادرند فكر، انديشه وحرف هاي تازه را پشت سر هم مطرح كنند بدون اينكه دچار ركود گردند

- انعطاف پذيري: يعني توانايي كنارگذاشتن چهارچوب هاي ذهني گذشته وتوانايي ديدن انديشه هاي جديد وبررسي افكار نو و پذيرش مناسب ترين وكارآمد ترين باورها رادارند

- ابتكار: به پشتوانه انديشه سالم، ذهني پويا ومنعطف در هر زمان ميتوانند پيشنهاد تازه اي را يافته وارائه دهند، ارايه پيشنهاد جديد خود نوعي از خلاقيت ونوآوري است

- ترجيح دادن پيچيدگي نسبت به سادگي: افراد خلاق ومبتكر همواره در تلاش وتكاپو بوده وبه هركورسويي رضايت نداده ودرجستجوي منشا نور مي باشند، بنابراين پيچيدگي ها را انتخاب كرده وبدنبال يافتن راه حلي ساده براي آنها هستند

- استقلال راي وداوري: آنها پيرو ودنباله رو نبوده وبه دنبال تكيه گاهي در عالم بيرون نيستند تا به او چنگ بزنند بلكه افراد خلاق صاحب فكر، انديشه، سبك وروشي خاص هستند، آنها همواره مطيع بي چون وچراي مسئول بالاتر وافراد با نفوذ نبوده از جمع پيروي نمي كنند بلكه براساس اعتقادات والگوي ذهني خود وبراساس منطق حاكم بر امور از استقلال راي وقضاوت برخوردارند

- تمركز نيروي ذهني بروالاترين هدفي كه دارند: افراد خلاق هميشه ودر هر شرايطي ذهن ونيروي خود را بر يك موضوع ويژه متمركز مي كنند وبه دنبال دستيابي به هدفي والا وبلند مرتبه هستند وبا اين عمل برقله رستگاري وموفقيت تكيه ميزنند

از مطالعه افراد بسيار خلاق موارد زير نتيجه مي شود (كه البته اين خصوصيات شخصيتي آنهاست نه اينكه با اينگونه رفتارها، انسان بتواند به خلاقيت برسد):

- تمايل به تعريف وتمجيد از خود دارند

- اشخاص خلاق مخصوصا خواهان قبول پيچيدگي وحتي بي نظمي در دريافت هاي خود هستند بدون اينكه نگران آشفتگي ناشي از اين امر باشند اين به آن معناست كه آنان في نفسه بي نظمي را دوست دارند بلكه پرمايگي موجود دربي نظمي را به كم مايگي نظم ترجيح مي دهند

- تمايل دارند نزد ديگران به داشتن نظرات تندواحمقانه شهرت داشته باشند

- كارهاي آنها با اظهار نظر اينكه از موضوع پرت هستند مشخص مي شود

- شوخ طبعي وبذله گويي از صفات بارز اين افراد است

- بايد به اين افراد كمك كرد كه بدون اينكه كينه توز وپرخاشگر باشند جسارت خود را حفظ كنند

 عوامل بازدارنده خلاقيت:

تلاش هاي قبل از بلوغ براي حذف خيالبافي

محدوديتهاي بازدارنده قوه تدبير وكنجكاوي كودكان

تكيه بيش از حدبه نقش جنسيت

تاكيدزيادبرپيشگيري

القاي ترس وكمرويي

تاكيدبرمهارتهاي كلامي

 

 خطري كه استعداد خلاق فرد را تهديد مي كند، قضاوت يا ارزيابي تجربه فرد نيست بلكه پيشداوري است كه به تبع آن تجارب بسياري در حوزه دريافت را نمي يابند، خطري كه آموزشهاي معمول چه در خانه وچه در مراكز آموزشي در بردارند اين است كه نظرات نو واحتمال وقوع اعمال جديد خيلي زود وبيش از اندازه موردانتقاد قرار مي گيرند.اكثروالدين ، معلمين ومربيان به علت عدم برخورداري از دانش وآگاهي كافي وبه علت آشنا نبودن با علم پرورش فكر وانديشه، قادر به پاسخگويي دقيق، روشن وعلمي به سوالات كودكان نيستند وچون چنين توانايي را ندارند معمولا طفره رفته ودرمقابل سوالات مكرر آنها برخوردهاي غير منطقي وخشن انجام ميدهندتا جايي كه بتدريج ترس وترديد به وجود فرد رخنه كرده وبراي پيشگيري از برخوردهاي ناشايست ديگران تصميم به مطرح نكردن پرسش هاي خود مي گيرند ونتيجه آن اين خواهد بود كه خلاقيت همچون غنچه اي نشكفته به پژمردگي ونيستي هدايت خواهد شددريك بررسي بعمل آمده 95% كودكان 4ساله از نيروي خلاقيت قابل توجهي برخوردار بودند، در بررسي مجدد همين كودكان در 7سالگي ، روشن گرديد كه فقط 4% آنها قادر بودند خلاقيت چشم گير خود در سن 4سالگي را حفظ كنند وبقيه نه تنها پيشرفتي در افزايش قوه خلاقه خودنداشتند بلكه توان حفظ همان سطح را نيز از دست داده بودند

تعريف نوآوري:

منظور از نوآوري فرآورده جديد يا محصول خلاقي است كه توسط يك سازمان ارائه مي گردد . فراورده خلاق مي تواند نرم افزاري مانند انواع خدمات (مثل خدمات آموزشي ، خدمات بهداشتي درماني ، خدمات اداري و ...) و ي سخت افزاري مانند كالاها (مثل محصولات صنعتي ، محصولات داروئي ، محصولات غذائي و...) باشد . به طوري كه ملاحظه مي شود تعاريف خلاقيت و نوآوري داراي عناصر مفهومي همچون تازگي و نويي ، جديدي ، سرآغاز بودن ، اول بار بودن و همچنين مفيد بودن مي باشند . بنابراين انواع كشفيات علمي نظريه هاي علمي (تئوري ها و فرضيه ها) ، ابداعات و اختراعات و نيز آثار بديع هنري و ادبي مانند كشف عناصر شيميائي قوانين حركتي نيوتن ، حساب ديفرانسيل و انتگرال ، نظريه مكانيك كوانتومي پلانك ، نظريه نسبيت انيشتين ، نظريه شناختي پياژه ، نظريه عمومي سيستم ها ، نظريه بي نهايت بودن ذرات حسابي ، الگوي ساختار مولكولي DNA واتسون و كريك ، معادله شرودينگر،تابلوي موناليزاي لئوناردو داوينچي ، سبك نقاشي كوبيسم ، شاهنامه فردوسي ، غزليات حافظ ، آثار شكسپير، اختراع موتور بخار، اختراع لامپ برق ، اختراع راديو و تلويزيون ، اختراع تلفن ، اختراع هواپيما ، اختراع ترانزيستور، اختراع اينترنت ، خلق و طراحي محصولات جديد ، حل مسائل كيفيت و بهره وري سازمان و هزاران هزار مورد از اين قبيل جلوه هائي از خلاقيت و نوآوري مي باشند. منظور از نوآوري خلاقيت متجلي شده و به مرحله عمل رسيده است، به عبارت ديگر نوآوري يعني انديشه خلاق تحقق يافته؛ نوآوري همانا ارائه محصول، فرايند و خدمات جديد به بازار است؛ نوآوري بكارگيري توانايي‌هاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد است. نوآوري فرايند كسب انديشه‌اي خلاق و تبديل آن به محصول و خدمت و يا يك روش عملياتي مفيد است.

واژه نوآوري به عنوان معادل واژه Innovation به شكل هاي زير تعريف شده است :

نوآوري به معني خلاقيت عينيت يافته: در اين نوع تعريف نوآوري داراي مفهوم عملياتي شدن و به مرحله اجرا درآمدن انديشه هاي نو مي باشد . از اين ديدگاه مي توان نوآوري را به معني خلاقيت عيني به عنوان شكل اجرائي شده و تحقق يافته خلاقيت ذهني دانست . بنابراين همان طور كه ملاحظه مي گردد دو واژه خلاقيت و نوآوري داراي دو مفهوم متفاوت جداگانه ولي در عين حال مرتبط با يكديگر مي باشند .

نوآوري به معني فراورده جديد در سطح سازمان :در اين نوع تعريف ، منظور از نوآوري فراورده جديد يا محصول خلاقي است كه توسط يك سازمان ارائه مي گردد . فراورده خلاق مي تواند نرم افزاري مانند انواع خدمات (مثل خدمات آموزشي ، خدمات بهداشتي درماني ، خدمات اداري و ...) و يا سخت افزاري مانند كالاها (مثل محصولات صنعتي ، محصولات داروئي ، محصولات غذائي و ...) باشد .

منظور از نوآوري خلاقيت متجلي شده و به مرحله عمل رسيده است، به عبارت ديگر نوآوري يعني انديشه خلاق تحقق يافته؛ نوآوري همانا ارائه محصول، فرايند و خدمات جديد به بازار است؛ نوآوري بكارگيري توانايي‌هاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد است

نوآوري فرايند كسب انديشه‌اي خلاق و تبديل آن به محصول و خدمت و يا يك روش عملياتي مفيد است.

تعريف هاي نوآوري از ديد چند سازمان

« نوآوري استفاده از توانايي هاي طبيعيِ خلق كردن راه هاي جديد و بهتر لذت بردن از زندگي و كاركردن با يكديگراست» مركز يادگيري گروهي شركت فورد (Ford Team Learning Center )

«نوآوري يك فرهنگ، يك نگرش است كه مراقبت، كيفيت و خدمت به مشتريانمان را با هم تركيب مي كند.» ـ سامانة بهداشت واشو (Washoe Health System)

نوآوري به معني خارج شدن از درون جعبه (چارچوب) به منظور خلق كردن راه حل ها و پياده سازي آن هاست. نوآوري خلق فرصت هايي و حيط هايي براي تغيير و يادگيري است.» ـ مؤسسة (موزة) اسميتسونين: دفتر امور مالي و اداري (Smithsonian Institution – Office of Finance andAdministration)

« نوآوري دگرگون سازي افكار به سوي ايده ها و كاربرد اين ايده ها براي تحقق هدف ها و بنابراين بهبود كسب و كار جاري يا خلق كردن كسب و كاري جديد است.» بخش پژوهش و توسعة شركت رينولدز (Reynolds Research andDevelopment)

« نوآوري عاملي است كه محيطي براي فرايند ارتباط سازي خلق مي كند كه موجب به وجود آوردن محصول، خدمتِ، . . . جديدي مي گردد كه ارزش ايجاد كند. يك نوآوري اجتماعي است ـ آفرينش محيطي است كه در آن نوآوريِ دست اول (first level) شكوفا مي شود.» ـ بخش آيديا ورسِ شركت لوسنت تكنالوجيز (Idea Verse ، Lucent Technologies)

« ايده هاي جديدي كه رضايت مشتري، بهره وري و گنجايش فكري سازمان ما را بهبود بخشند،نوآوري اند.» ـ مارشال ايندستريز (Marshall Industries)

« پياده سازي ايده هاي خلاق براي ايجاد فرايندها و محصولات جديد نوآوري است. اين شامل راه هاي بهتر انجام دادن كارهايمان و ابزارهاي جديدي مي شود كه بهره وريمان را افزايش دهد » ـ بخش پژوهش و توسعة شركت كلوراكس (The Clorox Company ، Research & Development)

« نوآوري تجسم چيزي است كه وجود ندارد و به وجود آوردن آن. انجام كاري كه نيازهاي مردم را تأمين مي كند. كاري كه قبلاً هرگز انجام نشده است ـ كه انسان را وادار مي كند بگويد عجب !

در كُنه آن، ما براين باوريم كه نوآوري غيرقابل تشريح است. روحيه اي است كه پيوسته بر ضد رضايت از آن چه وجود دارد، پديدار شده به پيش مي رود. ـ فدرال كواليتي كانسالتنسي گروپ (Federal QualityConsulting Group)

« پرورش و پياده سازي رؤياهايمان ـ با برنامه ها، محصولات و خدماتي كه داراي ارزش هايي مرتبط با چشم انداز و نياز هاي بازارهاي ما هستند». ـ واي- ام- سي- ايِ شيكاگو و حومه (YMCA ofMetropolitan Chicago)

 

غالب سازمان ها ديد روشني از نوآوري ندارند و هر يك از سه واژه ـ ايده ها، خلاقيت و نوآوري را براي تشريح آن به كار مي برند .

در اينجا، راه جالبي براي تعريف و قايل شدن تمايز بين هر سه واژه وجود دارد: يك ايده نسخه اي است براي عمل. برحسب تعريف، يك ايده بايد افراد، مكان ها و شرايط را تغيير دهد. خلاقيت دربارة راه هاي نگرش به مسايل است. بنابراين، يك ايدة خلاق راه جديدي است براي برخورد و تعامل با مردم، مكان ها و شرايط. نوآوري عبارت از پياده سازي ايدة خلاق و بهره مند شدن از آن است. پياده سازي كليد نوآوري است .

خلاقيت عبارت است از به كارگيري تواناييهاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد. فراگرد ايجاد فكرهاي جديد و تبديل آن فكرها به عمل و كاربردهاي سودمند رانوآوري مي گويند. درغالب مديريت سازمان، موفقيت نهايي و حتي گاهي بقاي آن به ميزان توانايي برنامه ريزان در ايجاد نوآوري و به كارگيري فكرهاي نو بستگي دارد. مهمترين دليل نياز به خلاقيت ونوآوري بروز مشكل است. حل مشكل به دو شيوه حل عقلايي و حل خلاقانه مشكل ميسر است. براي ظهور يك ذهنيت خلاق بايدتعريف دقيقي از مشكل ارائه گردد همچنين زمينه استفاده از راه حلهاي گوناگون و سواي از راه حلهاي مرسوم، ايجاد شود.

روان شناسان در تعريف خلاقيت متفق القول نيستند و به خلاقيت از زواياى گوناگونى مى نگرند; در گذشته محور بحث روان شناسان از خلاقيت «شخص خلاق يا فرايند خلاق» بود. امروزه نيز اگرچه بسيارى از انديشمندان به خلاقيت به عنوان يك فرايند مى نگرند، اما تعريف آنان از خلاقيت، مبتنى بر ويژگى "مولد بودن "است. مك كينان در تعريف خلاقيت مى نويسد: "خلاقيت عبارت است از حل مسأله به نحوى كه ماهيتى بديع و نو داشته باشد" ويليامز مى نويسد: "خلاقيت مهارتى است كه مى تواند اطلاعات پراكنده را به هم پيوند دهد، عوامل جديد اطلاعاتى را در شكل تازه اى تركيب كند و تجارب گذشته را با اطلاعات جديد براى ايجاد پاسخ هاى منحصر به فرد و غيرمتعارف مرتبط سازد"

 

موانع نوعي نوآوري وخلاقيت كدام اند؟

مسئله حائزاهميت در رابطه با خلاقيت موانع خلاقيت است كه در ذيل به آنها مي پردازيم:

ترس از انتقاد و شكست

عدم اعتماد به نفس

تمايل به همرنگي و همگونگي

عدم تمركز ذهن

انسدادهاي ادراكي

انسدادهاي ادراكي چون ثبات، تعهد، تراكم و بي خيالي از مهمترين موانع ذهني خلاقيت به شمار مي آيند. با آگاهي از انسدادهاي ادراكي خود و اجراي روشهاي خاص مي توان مهارتهاي حل مسئله را به گونه خلاق افزايش داد.

ثبات : به معناي آن است كه فرد اسير روش نگريستن واحد به يك مشكل ي استفاده از يك نگرش درتعريف ، تشريح يا حل آن مي شود

تفكر عمودي (VERTICALTHINKING)::

تعريف يك مشكل فقط به يك طريق بدون درنظر گرفتن نظريه هاي ديگر است. برعكس، متفكران افقي كه راههاي ديگري براي بررسي مشكل ايجاد مي كنند و تعاريف گوناگوني ارائه مي دهند.

يك زبان تفكر واحد: استفاده از يك زبان فكر كردن است بدين معنا كه بيشتر از يك زبان براي تعريف و ارزيابي مشكل به كار برده نمي شود. اكثر مردم در قالب كلمات فكر مي كنند، بدين صورت كه آنها درباره يك مسئله و حل آن برحسب زبان لفظي فكر مي كنند. لازم به ذكر است كه حل عقلايي مشكل اين نگرش را تقويت مي كند. بايد بگوييم زبانهاي فكري ديگري هم موجودند مانند زبانهاي نمادين (رياضيات)، تصورات حسي، احساسات و عواطف و تصورات بررسي كه هرقدر زبانهاي بيشتري دراختيار حل كنندگان مشكل قرار مي گيرد، راه حلهاي آنان بهتر و خلاق تر خواهدبود.

تعهد: تعهد نيز مي تواند به عنوان يك انسداد ادراكي در حل خلاقانه مشكل عمل كند. به محض اينكه افراد به يك نقطه نظر خاص تعريف يا راه حل متعهد مي شوند، محتمل است كه آن تعهد را پيگيري كنند.

كليشه سازي مبتني بر تجربه گذشته : يعني مشكلات فعلي به عنوان گونه هايي از مشكلات گذشته ديده شوند

نايده گرفتن مشتركات: شكست در شناسايي شباهته ميان قطعات به ظاهر ناهمگون داده ها، يعني فرد نسبت به نقطه نظري خاص باتوجه به اين واقعيت كه عوامل متفاوت هستند، متعهد مي شود و ناتوان در ايجاد ارتباطات، شناسايي موضوعها، يا درك مشتركات مي گردد. توانايي در يافتن يك تعريف يا راه حل براي دو مشكلي كه به نظر غيرمشابه مي آيند يكي از ويژگيهاي افراد خلاق است.

تراكم : انسدادهاي ادراكي همچنين درنتيجه تراكم و تلخيص انديشه‌ها رخ مي‌دهد. يعني نگاه كردن خيلي محدود به يك مشكل، غربال كردن خيلي زياد داده ها، ي ايجاد فرضيه هايي كه مانع از حل مشكل مي شوند، نمونه هاي متداول آن هستند

بي خيالي: بعضي از انسدادهاي ادراكي نه به دليل عادت به تفكر ضعيف يا به دليل مفروضات نامناسب بلكه به دليل ترس، ناداني، ناامني يا فقط تنبلي ذهني ساده رخ مي دهد

 موانع براي نوآوري

 - عدم تمايل به سهيم كردن ديگران در مسئوليت و پاداش .

- عدم پذيرشِ توانمند كردن تمام افراد .

- عدم اعتماد به مزاياي نوآوري، كار گروهي و تفاوت ها .

- عوامل موثر درخلاقيت ونوآوري

- به كارگيري وجذب نيروهاي خلاق و نوآور به سازمان

- امكانات مناسب تحقيقاتي ومالي براي كوششهاي نوآورانه

- آزادي عمل كافي در انجام فعاليتها و تلاشهاي خلاق همچنين به كارگيري نتايج حاصل ازفعاليتهاي خلاق

- دادن پاداش مناسب به افراد خلاق

- تبادل فرهنگي ميان سازمانها و در كنار هم قراردادن افراد محافظه كار و سنتي با افراد نوجو و ايجاد محيطي كه در آن اطلاعات و نظرات به سهولت مبادله مي گردند

راهكارهاي عملي براي رفع موانع موجود

 

10گام به سوي تقويت خلاقيت از نظر جفري بام گارتنر:

1.       به موزيك(باخ) گوش دهيد، اگر از سردرد رنج مي بريد ويا در نيمه هاي شب دچارتوهم مي شويد به پزشك مراجعه نماييد

2.       از تكنيك يورش فكري استفاده كنيد

3.       هميشه باخود يك دفترچه ومدادياخودكار داشته باشيد وهنگامي كه ايده اي تازه به ذهن شما مي رسد آن را يادداشت نماييد

4.    هنگامي كه فكرنويي به ذهن شما مي رسد يك فرهنگ لغت را باز كنيد وبطور تصادفي واژه اي را انتخاب نماييد وآنگاه سعي نماييد اين فكر نو وآن واژه را با يكديگر تركيب نماييد واين روش سبب خواهد شد به نكات جالبي دست يابيد

5.    مشكلي را كه با آن روبرو هستيد با دقت تعريف نماييد وياآن را برروي يك كاغذ يا دفترچه الكترونيكي ويا در رايانه با جزئيات شرح دهيد

6.       اگر نمي توانيد تفكر كنيد بهتر است پياده روي كنيد

7.       تلويزيون نگاه نكنيد زيرا ذهن شما توسط برنامه هاي آن اشغال مي شود

8.       از مصرف دارو بپرهيزيد بعضي افراد براي تقويت خلاقيت خود ازداروهاي خاصي استفاده مي كنند

9.       تا مي توانيد درباره هر چيزي مطالعه كنيد مغز شما با مطالعه ورزش مي كند

10.    از طريق مطالعه و بحث كردن با افراد باهوش سلولهاي مغزي خود را ورزش دهيد

 

همه ميتوانند خلاق باشند

در واقع امور خلاقانه شايد بيشتر اكتسابي مي باشندتا فطري ومي توان با آموزشهايي اين توانايي را درخود افزايش داد، مجموعه عواملي كه باعث تشديدوترغيب فرد به نوآوري مي گردند به عوامل تشديد كننده تعبير مي گردند كه خود به دو بخش كلي انگيزه ها وابزارها به شرح ذيل تقسيم مي شوند:

انگيزه ها:

- انگيزه هاي بيروني : كه عبارتند از بحران هاي مختلف ازجمله بحران هاي طبيعي (سيل، زلزله، طوفان و...) وبحران هايي كه خود انسان موجب آنهاهستند (مانند:جنگ) وسطح توقعات جامعه

- انگيزه هاي دروني: همچون استعداد ذاتي فرد، نيازهاي دروني وبحران هاي شخصي

ابزارهاي :

- اراده

- اعتمادبه نفس

- كميت

- شبيه سازي

- استمدادازديگران

- مجاورت/تباين/تشابه

- تغييردادن

- فعاليتهاي جنبي و. . .

 تعريف شكوفايي:

در فرهنگهاي مختلف نظرات وايده هايي متفاوت وجود دارندبطور كلي ميتوان گفت كه تعريف شكوفايي يك ملت بطور مستقيم ويا غيرمستقيم وابسته اموزش و تربيت ساختار داخلي خانواده ميباشد ( جايي كه محل رشد شخص ويا اشخاص است).

روان شناسان خود شناسي را گرايش انسان به رشد و تكامل از يك وضع ساده به يك وضع پيچيده، از وابستگي به استقلال و از قالبي بودن به انعطاف پذيري، تفسير و تعريف كرده‏اند، به همين علّت در خود شكوفايي، خلاقيّت و شناخت استعدادها اهميّت زيادي دارد “ خود شكوفائي ” ( selfactualization) در مفهوم عمده و كلاسيك خود ، نخستين بار توسط “ كورت گلداشتاين ” ( روانپزشك آلماني 1965 ـ 1878 ) مورد بحث و بررسي قرار گرفت ، او خود شكوفائي را به صورت توانائي نيرومند ذاتي موجود در هر فرد ، كه موجب شكوفا شدن استعدادهاي مثبت او مي گردد ، تعريف نمود ( شكوفا كردن فطرت نيك دروني ) گلداشتاين معتقد بود ، براي آن كه انسان به موفقيت هاي بزرگ دست يابد ، بايد با محيط اطراف و زندگي خود به بهترين نحوه ممكن ، كنار بيايد و چنانچه محيط و زندگي ، هر روز ضربه سنگين تري بر پيكره انسان وارد كردند ( مثلا موجب بيماري انسان شدند ) انسان بايد سعي در بهبود روش مقابله خود ، با اين قبيل مشكلات بنمايد تا بدين ترتيب به مرزهاي“ خودشكوفايي ” ( درك و فعال نمودن همگي استعدادهاي خود ) نزديك شود .

روانشناس ديگري به نام “ كارل راجرز ” ( 1987 ـ 1902 ) نشان داده كه انسانهايي كه توانائي فرمان دادن به خود ( selfdirection ) را پيدا كنند و در حقيقت بر كنترل كامل افكار و افعال خود ، موفق شوند به خود شكوفايي ، كه والاترين درجه انسانيت است ، نائل خواهند شد . از ديگر معتقدان به نظريه خود شكوفائي كه آن را با مفاهيم عالي عجين كرد و به اوج قدرت رسانيد “ آبراهام مزلو ” است . ( روانشناس آمريكائي 1970 ـ 1908 )

“ مزلو ” خود شكوفائي را بالاترين و برترين نياز انسان مي دانست ، كه پس از ارضاي سلسله مراتب نيازهاي پايين تر انسان از جمله نيازهاي جسمي ( مثل غذا و مسكن ) ، نيازهاي ايمني ، تعلق و محبت ، نياز به احترام ، نياز به دانستن و فهميدن ( كه بعدا اضافه كرد ) ، مطرح مي شود ، او خود شكوفائي ( نياز به تحقق خود ) را در مورد 49 نفر از اشخاص سرشناس جهان ( زنده و مرده ) از جمله :“ انيشتن ” ، “ آبراهام لينكلن ” ، “ باروخ ايپسنوزا ” ، “ بنديكت ” و .. مورد توجيه و بررسي قرار داد. “مزلو ” بيان نمود : “ در افراد معمولي ، انگيزش در پي جبران “ كمبود ” يعني كمبودهاي ارگانيزم ( چه جسماني و چه رواني ) است يعني آنها در صدد ارضاي نيازهاي پايين ترند ولي افراد عالي ( خود شكوفا ها ) خواستار متحقق ساختن استعدادهاي دروني و بالقوه خود و شناخت و فهم دنياي پيرامونشان هستند ” .(4) او نيازهاي عالي افراد خود شكوفا را فهرست مي كند و آنها را “ فرا نياز ” نام مي نهد ، از جمله اين فرا نيازها مي توان به : “ حقيقت ” ، “ قاطعيت ” ، “ يگانگي و تماميت ” ، “ فرار از دوگانگي ” ، “ سر زندگي و شادابي ” ، “ يكتايي ” ، “ كمال ” ، نظم ” ، “ عدالت ” ، “ سادگي ” ، “ استغناء ” و جامعيت و .. اشاره نمود

 

چگونه استعدادها را شكوفا كنيم:

انسان به عنوان يك موجود اجتماعي كه از عقل و شعور برخوردار است، نيازهاي متفاوت و متنوعي دارد. نياز به آب و هوا و غذا، نياز به احترام، امنيّت، دوست داشتن و متعالي ترين آن‏ها نياز به شكوفايي است، اهمّ نيازهاي جسمي و روحي انسان به شمار مي روند. براي اينكه فرد به خود شكوفايي نايل آيد بايستي كه نيازهاي جسمي و رواني ديگر خود را ارضا كرده باشد؛ يعني انتظار نميرود كه فرد گرسنه يا تشنه كه از غذا و آب محروم است و بي تابانه منتظر است تا گرسنگي و تشنگي اش ر رفع كنند به خود شكوفايي نايل آيد و تمام استعدادها و خلاقيّت خود را بروز دهد، بلكه بايد از امنيّت كافي برخوردار باشد و به جامعه انساني عشق بورزد و نوعدوستي را در حدّ كمال خود باور داشته باشد بعد از طي اين مراحل، به شناخت و درك جهان نايل خواهد آمد و آن گاه خواهد توانست نيروهاي خود را نيز شناخته و با اين مقدمات به خود شكوفايي دست يابد

در تاريخ افرادي كه به خودشكوفايي نايل مي گردند معمولاً ويژگي هايي دارند كه متفاوت از افراد عادي است. برخي از ويژگيهاي آن‏ها عبارتند از: برخورداري از قواي خلاقه، توجه به واقعيّت، استقلال، نوعدوستي، تمركز به اشياء واقعي و مقاومت در برابر آداب و رسوم معمول و متداول جامعه. آن چه در خصوص افراد خود شكوفا لازم است بيان شود اين است كه خودشكوفايي قبل از هر چيز نيازمند هوش سرشار است در حقيقت هوش عامل نيل به خودشكوفايي است. بنابراين آدمي كه از هوش بهره‏مند است، مي تواند استعدادها و قابليت‏هاي خود را پرورش داده و شكوفا كند

پيشنهادات:

به نظرصاحبنظران حل خلاقانه مشكل شامل چهار مرحله آمادگي، تكوين، روشنگري و تاييد است.يكي از چالشها و وظايف خطير مديران ايجاد يك نظام حمايتي براي پرورش نوآوري است. پرورش نوآوري شامل سه اصل اساسي زير است كه اين سه اصل به خودي خود از اصول مديريتي اند:

جداسازي افراد از يكديگر و جوركردن افراد باهم، نظارت و گوشزد كردن و درنهايت پاداش دادن به افرادي كه چندين نقش را ايفا مي كنند(.قهرمان فكر؛ حامي و ناصح؛ قانون شكن.(

مديران اثربخش قادر به حل مشكل به صورت عقلايي و خلاقانه هستند، به رغم آنكه مهارتهاي متفاوتي براي هر نوع از اين مشكلها موردنياز است

ازديگر راههاي پيشنهادي ميتوان به موارد زير اشاره كرد:

- كاركنان به عنوان مالكان شركت

- گروه هاي كاري و كار گروهي و گروه هاي خود مديرو گروه هاي مشاوره كيفيت

- داستان گويي، شوخ طبعي و خنده

- نشست هاي حل مسايل

- تجديد نظربر تمام نيازهاي اطلاعاتي و تجديد ساختارآنه

- آموزش ديدن در تسهيل گري ماهرا نه و قوانين پايه اي درست راه حلي براي جلوگيري از ترس

- تكنيك هاي تجسم

- در چند دهه اخير پژوهش هاى بسيارى در زمينه خلاقيت انجام شده است. پژوهش هاى انجام شده در زمينه آموزش خلاقيت، عموماً به اين نتيجه رسيده است كه خلاقيت را هم مى توان آموزش و هم پرورش داد خلاقيت مى تواند به وسيله معلمان در دانش آموزان شكوف گشته و يا از بين برود. بنابراين، بايد محيط و فضاى مساعدى براى رشد و پرورش قوّه خلاقيت دانش آموزان فراهم آورد ، مى توان با فراهم كردن امنيت روانى و آزادى، احتمال ظهور خلاقيت سازنده را افزايش داد

- استفاده از روش بارش مغزى (brainStorming) اسبورن 1975

- ايجاد زمينه تفكر

- ارتباط با اذهان خلّاق

- تشويق انديشه ها و پيشرفت هاى بكر و ناب

- هنر پرسش/ شيوه هاى پرسش خلاق ) با طرح يك سؤال، راهى به سوى پاسخ هاى خلاق گشوده مى شود)

كلام آخر :

انسان به عنوان خليفه ونماينده خدا بر روي زمين، سرشار از استعداد، توانايي است اين انسان قادر است كائنات را به اراده خود درآورد ودرجهت ساختن واصلاح جامعه اي پويا وموفق به كار گيرد، اما انساني با اين خصوصيات وتوانايي ذاتي فقط از 10% ظرفيت ذهني خود بهره مي برد و90% آن به شكل انرژي وتوان نهفته باقي مي ماند وبتدريج قابليت وتوانايي خود را از دست مي دهد