تحول اداری ، در سال 1990، در کشورهای اروپایی و آمریکا، استرالیا و نیوزلند به شدت مورد توجه و حمایت قرار گرفت. پس از آن به آمریکای لاتین ، آسیا و آفریقا نیز نفوذ و راه پیدا کرد.

تحول اداری به منظور ایجاد دگرگونی و تغییرات عظیم در سازمان های سنتی انجام می گیرد. این تلاش ها و اصلاحات به طور دقیق مورد سنجش قرار گرفته و سپس به سمت ایجاد تغییر مورد نظر ، به کار گرفته می شوند. با این حال با طراحی استراتژی برای اجرای موفقیت آمیز تحول اداری ، کاری سخت و مشکل است؛ به خصوص در کشورهای در حال توسعه ، محدود کردن سنت  ها و ایجاد تغییرات وسیع ، آسان نخواهد بود. بسیاری از سازمان های برتر جهانی استراتژی هایی را برای تحول اداری ارائه داده اند. این استراتژی ها شامل : استقلال دادن به کارکنان با تنظیم قوانین و مقررات قابل انعطاف ، کم کردن یا محو کردن بوروکراسی اداری ، کوچک سازی بخش های عمومی و سازمان های حجیم ، خصوصی سازی ، اصلاح خدمات شهری ، اصلاح بودجه ، طراحی شاخص های عملکرد ، شفافیت فرآیندها ، رایانه ای شدن فرآیندها، سود دهی ، جوابگویی و کارائی بالا می باشند.

در این استراتژی ها ، اهداف زیادی مورد توجه قرار می گیرند. یکی این که دولت نقش یک مدیر اقتصادی را به خود می گیرد و در جامعه به فعالیت می پردازد. سایر اهداف استراتژی های تحول اداری ، جلوگیری از بی مسئولیتی ، مقاومت عمدی افراد نسبت به ایجاد تغییرات و جلوگیری از ناتوانی در مقابل چالش ها و مشکلات می باشد.

به طور خلاصه ، ارائه ی خدمات شهری به صورت سنتی ، عدم تمرکز بر روی مشتری و مدیریت ناکارآمد، عملکردها را ناتوان می کند و برنامه ها و تلاش های جدید را برای ایجاد تحول و دگرگونی، از بین می برد. لذا اولین وظیفه در تحول اداری این است که کنترل وسیع و متمرکزی را بر روی بخش های عمومی و فعالیت های بالای آن به دست آورد. در واقع تحول اداری و تغییر دهندگان باید بیشتر عمل کننده باشند، تا متفکر و طرح دهنده .